برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

161

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

هر سفارت مىبايستى به‌وسيله سفارت متقابلى پاسخ داده شود . « 736 » براى استقبال از هر فرستاده ، تشريفاتى بسيار قديمى در سرزمين ايران وجود داشت ، كه حتى در زمان هخامنشيان ، اشكانيان و ساسانيان نيز معتبر بود . به‌عنوان مثال اين تشريفات شبيه تشريفات آن مأمور ساسانى بود كه فرستاده سپاه دشمن - حتى سپاه اشغالگر عرب - را « در شكوه قدرتش » نشسته بر روى تخت ، با نيم‌تاجى بر سر ، درحالىكه صفى از نجيب‌زادگان پيرامونش را گرفته بودند ، پذيرفت ، تا بدان وسيله اهميت كشور خود را تجسّم بخشيده باشد . امّا وقتى كه فرستاده عرب ، المغيره ، تحت تأثير اين مراسم قرار نگرفت و با اطمينان به خود وارد مجلس شد ، با كتك و لگد مورد اهانت قرار گرفت . المغيره مىبايست به وضوح دريافته باشد كه آنها به چنين رفتارى عادت نداشته‌اند . اينكه نبرد پس از آن ( سال 21 ه / 642 م ) ادامه يافت ، خودبخود قابل درك است . « 737 » زوال استقلال ايران امّا ( مانند فرهنگ ايرانى ) پايانى براى رسوم بومى دربارى نبود . به‌عكس ملاحظه مىكنيم كه اين رسوم - صرفنظر از دربار خلفاء - در سلسله‌هاى ايرانى در قرن سوم و چهارم و پنجم هجرى قمرى / نهم و دهم و يازدهم ميلادى ، به تدريج آن‌چنان ظاهر مىشود كه با رسوم شرق قديم مطابقت مىكند . فرستاده از مرز حوزه حكومتى خود استقبال مىشد و توسط يك نماينده ( حاجب ) « 738 » همراه با اسكورت به مقر حاكم ( يا محل اقامت موقت او ) آورده مىشد . در اينجا مىبايست منتظر زمان اجازه ورود به نزد حاكم باشد . « 739 » براى فرستادگان خلفاء « 740 » دوستان و يا حكّام فاتح ، « 741 » شهر براى ورود آذين‌بندى مىشد ،

--> ( 736 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 211 . ( 737 ) . طبرى ، تاريخ 1 ، ص 2642 و بعد . ( 738 ) . چه ارزشى براى اين سمت در ايران قايل مىشدند ، اين گزارش نشان مىدهد : ابو مسلم ايرانى در ديدار برادر خليفه در مرو در دهليز ( سكويى ) در مقابل منزل او منتظر ماند و به اعلام حاجب مبنى بر اينكه مىتواند هر زمان و بدون تشريفات رسمى وارد گردد ، اعتناء نكرد : طبرى ، تاريخ 3 ، ص 59 ( سال 33 ه / 750 م ) . ( 739 ) . تاريخ سيستان ، ص 379 ( سال 448 ه / 1056 م ) . ( 740 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 41 ( سال 421 ه / 1030 م ؛ مسعود غزنوى در نيشاپور ) : همان كتاب ، ص 289 ( سال - - 1031 ) ؛ راوندى : راحة الصدور ، ص 385 ( سال 594 ه / 1198 م خوارزم شاه در همدان ) . - البتّه هم‌زمان از هرگونه جاسوسى جلوگيرى مىشد . ( 741 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 433 و بعد ( سال 424 ه / 1033 م : فرستاده قراخانيان نزد مسعود ) .